تصاویـری از نمایـشگاه خـودرو تـوکیـو2011
امدنensueازپستان گرفتنweanازپشتbackwardازپهلوby,besides,sideway,sideviewازپهلوىforby,byازپهناcrossways,crosswiseازپوست دراوردنthresh,thrashازپيچيدگى
دراوردنunweaveازپيشprefermentازپيش اشغال ياتصرف كردنpreoccupyازپيش اگاهى دادن ياحدى زدنforecastازپيش
اماده شدهstudiedازپيش بردنmanageازپيش بردن (بازور)enforceازپيش
خبردادنportendازپيش خودساختنinventازپيش سفارش دادنengage,bespeakازپيش فرستاده شدهadvanceازپيش فرض كردنpresupposeازتnitrogenازترس دولاشدنcowerازتصرف محروم كردنdispossessازتملك
دراوردنexpropriateازتنگناياجاى باريكى گذشتنreeveازتوىthroughازجابرداشتنremoveازجاپراندنstartleازجاپريدنshy,startازجاجستنboltازجادربردنexasperateازجادررفتگىireازجادررفتنtransport,outrageازجادررفتن (استخوان )dislocateازجادررفتهberserk,madازجان گذشتهdesperate,desperadoازجانب
ساحلoffshoreازجانوران هم تيره تخم كشيدنinbreedازجاى خودبيرون كردنdislodgeازجاى
خودتكان دادنunhorseازجلوbesidesازجملهamongازجناح خارجى
بدشمن حمله كردنoutflankازجنبش ايستادنstatgnateازجنبش وحركت بازداشتنimmobilizeازچرم گاوميشbuffازچهwhereofازچه چيزwhereofازچه روwhenceازچه طريقhowازچه منبعىwhereازچوب ساخته شدهwoodenازحالاforthازحالت بسيج بيرون اوردنdemobilizeازحالت جنگل خارج كردنdeforestازحالت
زوجى خارج كردنuncoupleازحالت نظامى درامدنdemilitarizeازحدخارج شدنovershootازحدخودتجاوزكردنoverstepازحدگذرانىultraismازحركت
بازداشتنstallازحركت بازداشتن (مثل چرخ ماشين )trigازحفظخوانىrecitationازحق راى
ياانتخاب محروم كردنdisfranchiseازحقوق اجتماعى
وسياسى محروم كردنostracizeازحقوق ملى محروم كردنdenationalizeازحقيقت اگاه كردنdisabuseازحلق
اداء كردنaspirateازحيث زمان باهم مطابق كردنsynchronizeازحيث شماره بيشتربودنoutnumberازحيث مرتبه وطبقه برترى داشتن برoutclassازخ دارtubercularازخاصيت انداختنunmakeازخاطرزدائىoblivionازخاك
دراوردنexhume,excavate,disinterازخانواده سلطنتىroyaltyازخستگى بيرون اوردنrefreshازخشكى
دراوردنloosenازخطخارج شدن (درموردترن )derailازخطخارج كردنderailازخطراگاهانيدنalarmازخطرنابودى نجات دادنsalvageازخلال
ابريامه پديدارشدنloomازخواب برخاستنrise,upriseازخواب بيدارشدنrouseازخواب
بيداركردنwakeازخواص جنسى محروم كردنunsexازخودبيخودinfatuate,unconsciousازخودبيخودشدنtransport,ravishازخودبيخودكردنinfatuate,raptureازخودبيخودكردن (مج )entranceازخودبيخودىtrance,raptureازخودراضىoverbearing,cocky,smugازخودراضى(=presumptuous)presumingازخودسلب كردنdisclaimازخودگذشتگىdevotionازخودندانستنdisownازخىtubercularازدحامhurtle,huddle,host,press,rabble,crowd,drove,swarm,throng,turnoutازدحام سوى درونinrushازدحام
كردنscrouge,throng,swarm,crowd,overcrowd,flock,mob,press,huddleازدحام مردمrushازدرجه
اعتبارساقطكردنvoidازدرجه بالاupgradeازدرون وبيرونthroughoutازدست
بازكردنunhandازدست دادنtine,unhand,loseازدست دادن (vi.vt.n.)missازدست
دادنىdisposableازدست رفتنى(losable)loseableازدست رفتهlostازدست ندادنretainازدست ندادنىindefeasibleازدستورخارج
كردن (درمجلس )tableازدنبال امدنensue,attendازدهان بيرون انداختن (كلمات باout)blurtازدهان بيرون پراندنejaculateازدهن
يابينى جارى شدنdrivelازدواجmatrimony,match,marriage,marriage,hymenازدواج افرادملل يانژادهاى مختلفintermarriageازدواج باافرادخارج ازقبيلهexogamyازدواج باافرادملل يانژادهاى مختلفintermarryازدواج
سفيدپوست بافردى ازنژادديگرmiscegenationازدواج
غيرشرعىadulteryازدواج كردنjoin,marryازدواج مصلحتىmarriageofconveniencازدواج ناجورmismatchازدواجىconjugal,maritalازدورafarازدورترين نقطه خارجoutermostازدورنمودارشدنloomازدوسرهmutualازدوطرف متقارنequilateralازديادplethoraازديادتوليدياسرعت وغيرهspeedupازديادخون دريك نقطهplethoraازديادسريع
قيمت وغيرهskyrocketازديدن محروم كردنunsightازديگرى گرفتنinheritازدين
برگشتهapostateازراه (م .م .)viaازراه افراطبخشيدنindulgenceازراه
بدربردنpalaver,inveigleازراه بدركردنseduceازراه خشكىoverlandازراه دهانoralازراه راست بدركردنpervertازراه
زمينىoverlandازراه فريب وخدعه چيزى رابدست اوردنbobازراه قاچاق ياشيادى پول بدست اوردنracketeerازراه نادرستى تحصيل كردنgraftازراههاى نادرستgraftازردگىirritation,annoyance,chagrinازردنtar,distaste,grit,gripe,grate,goad,rile,annoy,ail,aggrieve,afflict,mortify,prick,peeve,hurt,harry,harrow,lacerate,irritate,irkازردن (vex)fashازردهirksome,indignantازرده شدنwritheازرده كردنchagrinازرشworthازرشدبازماندنstuntازرغبت انداختنnauseateازرمpudency,shame,modestyازرواج افتادگىobsolescenceازرواج
افتادنobsolesceازروبروoppositeازروحيه انداختنdemoralizeازروىaboard,offازروى احترامdeferentialازروى
احتياطprudentازروى ارادهvolitionازروى اصول بهداشتى عمل كردنsanitizeازروى ايمانtrothازروى بدخواهىmaliciousازروى بدخواهى وشرارتillازروى
بردبارىpatientازروى بيميلى جداشدن ازtearawayازروى بيميلى(غالباباofميايد)afraidازروى پرچين ياچارچوب پريدنhurdleازروى تعجب فريادزدنexclaimازروى تعجب
وياترس نگاه كردنstareازروى توبه وپشيمانىcontriteازروى خرده
گيرى صحبت كردنcarpازروى خرك پريدنbuckازروى خودخواهىsuperciliousازروى
خودستائىvaingloriousازروى دستخطى رونويسى كردن
(مثل عكس )autographازروى ساعتo'clockازروى سرعت وعجلهcursoryازروى
سوء ظنaskanceازروى شادى جست وخيزكردنcaperازروى صميميتheartfeltازروى
ظلم وستمگرىtyrannousازروى عجلهprecipitous,sketchyازروى عدم دقتinexactازروى
عنادmaliciousازروى قرائن وامارات پيش بينى كردنextrapolateازروى قصدconsciouslyازروى
قصدورضاvolitionازروى لئامت دادنstintازروى مانع باپرش اسب جهيدنlarkازروى مانع پريدنhurdleازروى متدوروشmethodicازروى مطالعهstudiedازروى
مهارتquaintازروى ميلliefازروى نشاطlivelyازروى هرزگىdissoluteازروى يقينsureازروى يقين
گفتنaverازروى(چيزى)عبوركردنoverflyازريشه كندنsupplant,uprootازريشه
كندن يادراوردنgrubاززنجيرازادشدنunfetterاززنجيرازادكردنunshackleاززنجيروبندرهاكردنunchainاززيرbeneath,underneathاززير(چيزى)دررفتنhedgeاززيربريدنundercutاززيرچيزى
رابلندكردنupheaveاززيرخاك دراوردنunearthاززيرخراب كردنundermineاززيردراوردنunearthاززيرسلطه خارج كردنemancipateاززيركارى دررفتنshirkاززيرمسئوليت
فراركردنskulkاززيرمشت زدنuppercutاززيريوغ ازادكردنunyokeازسرgadarene,headfirst,anewازسرافتادنtoppleازسربازكردنevadeازسرتاپاcapapieازسرشب
تابامدادnightlongازسرعت چيزى كاستنdecelerateازسرگرفتنresume,renovateازسرگيرىresumptionازسرمالرزيدنshiverازسوراخ
نگاه كردنpeepازسوراخ يالانه بيرون كردنunkennelازشبنم يابرف ريزه پوشيده شدنfrostازشدت چيزى كاستنallayازشرچيزى راحت شدن
(مج .)jettisonازشكل انداختنdisfigure,deform,deface,contort,botchازشكل
طبيعى انداختنdistortازشيراب جارى كردنtapازشيرمادرگرفتنweanازشيفتگى
دراوردن (مج .)disenchantازصافى گذراندنleachازصدمه محفوظداشتنconserveازطبقه
كارگرworkingmanازطرفbehalf,for,ofازطرف ديگرagain,besideازطرف
شرقeasterlyازطرفى بطرف ديگرathwartازطريقviaازطولendwise,endwaysازعددى ريشه گرفتنrootازعرضacrossازعضويت خارج شدنsecedeازعقبbackازعلاقه ومحبت كاستنdisaffectازعلت
به معلول پى بردنaprioriازعلف هرزه پاك كردنrogueازعهده برامدنtackle,answer,afford,acquit,copeازعين ونمائات مالى استفاده كردنusufructازغلاف بيرون كشيدنunsheatheازغلاف
دراوردنunsheatheازغم وحسرت نحيف شدنpineازفاصله دورشنيدنoverhearازفريب
اگاهانيدنundeceiveازفشارهواكاستنdecompressازفلاخن پرتاب كردنunslingازقالب
دراوردن (مثل لاستيك )plasticizeازقانون مستثنى
كردنwaiveازقرارatازقرارصدىpercentازقرقره
بازكردنunreelازقفس رهاكردنuncageازقلاب بازكردنunhookازقلاده
بازكردنuncoupleازقلم افتادگىomissionازقلم افتادهunregardedازقلم
انداختنslip,drop,omitازقلم اندازىskipازقنداق بازكردنunswatheازقيدرهاشدنunfetterازقيدرهاكردنemancipate,disengageازقيدكشيشى ورهبانيت رهاشدنsecularizeازقيدمسئوليت
ازادساختنlooseازقيدوبندازادكردنunshackleازكارافتادگىparalysisازكارافتادنstop,conk,incapacitateازكارافتادهlameduck,obsolete,effete,seedy,searازكارانداختنdevitalise(ze),disable,paralyze,petrifyازكارانداختن (دراثرزياده روى)jadeازكاربازداشتنhamperازكاردرامدنturnoutازكاردرامدهworkerازكاردراوردهwroughtازكارطفره رفتنgoofازكاركاردراوردنworkoutازكاركم گذاردنunderdoازكاركم
گذاشتنunderactازكتاب استخراج كردنgrubازكجاwhere,whenceازكسوت
روحانى خارج شدنunfrockازكشتى
بدرياoverboardازكشتى بيرون اوردنunshipازكشتى دراوردنdisembarkازكلمه'
لشكر'فارسىlascarازكمين گاه بسوى دشمن تيراندازى
كردنsnipeازكمينگاه تيربه اردوى دشمن زدنsnipeازكنارoff,off,byازكنارچيزى
ردشدنskirtازكهwhereofازكوره دررفتهjittersازگرسنگى مردنstarveازگرمابيحال شدنswelterازگرودراوردنredeemازگلواداكردنthroatازگوشه ء
چشمaskanceازگوشه چشم نگاه كردنleerازگيردراوردنdisentangle,disengage,unravelازگيرياگوريدگى دراوردنuntangleازلانه بيرون كردنunearthازلحاظofازلولادراوردنunhingeازلوله
ردكردنtubeازلوله ياسيفون ردكردنsiphonازلىeverlasting,eternalازليتeternityازمادرىmaternalازمايشtest,temptation,tryout,try,trial,shy,experiment,experience,examination,assayازمايش درجه استعدادtryoutازمايش
سختgaff,tribulationازمايش كردنapprove,experiment,essay,gauge,quizازمايش كنندهtester,trierازمايش
مجددretrialازمايش ميكروسكپى بافت زندهbiopsyازمايش نيروshowdownازمايش
هنرپيشهauditionازمايشگاهlaboratoryازمايشگاه (laboratory)labازمايشىtentative,experimental,pilotازمايندهtrierازمايهexaminationازمبداofازمحلى بخارجoffازمدافتادنoutmodeازمردى
انداختنunman,emasculateازمركزبدن دوركردن (طب )abductازمستى دراوردنsoberازمسيرخودمنحرف
شدنyawازمندgreedy,covetous,cormorant,avid,avariciousازمندىavidityازمنشاofازمودنtry,examine,essay,gropeازمودن كردنtestازمودهtriedازموده شدهtriedازموضعى عقب
نشينى كردنcrawfishازموقع گذشتهbelatedازمونshibboleth,test,sample,try,examinationازمون براى گزيدن نامزدمسابقاتtryoutازمون كردنexamineازمونگرtester,examinerازميانper,acrossازميان
(=thru)throughازميان
برداشتنsurmountازميان بردنwipe,abrogate,abolish,shuntازميان بردهabrogateازميان
برنداشتنىinsuperableازميان سوراخهاى ريزنفوذكردنseepازميان نرفتنىindestructibleازميدان
دررفتنquailازميدان دركردنoutfightازن (ش .)ozoneازنزديكby,forbyازنژاداسلاوslavازنژادسام بن
نوحsemiticازنژادغيراصيلunderbredازنژادقديم المانىteutonicازنژادمختلطاروپائى
واسيائىeurasianازنسل هارونaaronicازنظرافتادگىoversight,disfavorازنظرپنهان كردنoccultازنظرپوشاندنburyازنظرسبك ادبىstylistازنظرگذراندنviewازنفس افتادنwind,useup,poopازنفس
انداختنwindازنوanew,again,afreshازنوازمودنreexamineازنوبه
مقام اوليه خودرساندنreinstateازنوخلق كردنrecreateازنوخندق ساختنretrenchازنوريختنrecastازنوساختنreconstructازنوطرح
ريختنrewriteازنوطرح كردنrecastازنوعanyازنوقالب كردنrecastازنوك پستان
خوردنnippleازنومحدوده تعيين كردنrezoneازنيروانداختنdevitalise(ze)ازهرجاكهwheresoeverازهرجاگزينندهeclecticازهرده
نفريكى راكشتنdecimateازهم بازشدنunbraidازهم بازكردنbreak,untwine,unravel,unlinkازهم پاشيدنdissipate,disintegrate,decompose,burstازهم جداكردنscatter,split,wedgeازهم جداكردن اليافravelازهم جدانشدهuncutازهم دورشدنdivergeازهم
گذراندنinterlaceازهمه جهتaltogetherازهمه كمترقيمت دادن (درمناقصه)underbidازهواپيماپياده شدنdeplaneازهواگرفتنcatchازوجهه عمومى انداختنostracizeازوسطthrough,per,athwart,across,crossways,crosswiseازوسطخم شدنsagازوسطقطع كردنintersectازوقتى كهsinceازىablativeازيادبردنunlearnازيادنرفتنىunforgettableازيك پدرومادرuniparentalازيك
سوoffازيك ظرف بظرف ديگرريختنtransfuseازيك نژادايجادكردنinbreedازيك ولىuniparentalازيكديگربنوبت
جلوزدنleapfrogازيموت ستارهazimuthاژدرtorpedoاژدرمارboaاژدهاdragonاژدها(افسانه
يونان )pythonاژنگwrinkleاژيرsirenاژيرهوائىalertاسaceاس اساسrationaleاس برى صغيرcranberryاسارتbondage,captivityاسارت (مج .)yokeاساسelement,cornerstone,groundwork,ground,fabric,nucleus,root,bedrock,basis,baseاساسنامهstatuteاساسىvital,meaty,material,primordial,pivotal,basic,basal,fundametal,cardinal,net,ground,earthshaking,substantialاساسى ذاتىessentialاساطيرmythologyاسانstraightforward,eath,easygoing,easy,lightاسان تركردنsimplifyاسان رفتنglideاسان گيرpermissive,lenient,easygoingاسان گيرىleniencyاسان وبى دردسرcushilyاسانسessenceاسانسورliftاسانىfreedom,easeاسايشwelfare,comfort,restاسايش خاطرsecurity,reliefاسايش
دادنcomfortاسايشگاهsanatorium,nestاسايشگاه (=sanatorium)sanitariumاسبsteedاسب (درشطرنج )horseاسب ابىrhino,behemothاسب
ابى(ج .ش .)hippopotamusاسب اسپانيولى كوچكjennetاسب اموختهmanageاسب باركشworkhorseاسب بازندهloserاسب بخار(مخفف
ان h.p.است )horsepowerاسب پيرjade,hackاسب
پيروواماندهnagاسب تخمىstudاسب چموشrogueاسب چوبىhobbyhorseاسب دادن بهhorseاسب داركردن (vt.&vi)horseاسب دوانى باپرش ازمانعsteeplechaseاسب دوانى كردنjockeyاسب راازگارى
يادرشگه بازكردنunhorseاسب راهوارورامpalfreyاسب سوارcavalier,horsemanاسب
سوارحرفه اىjockeyاسب سوارىroadster,trooperاسب قزلroanاسب كرايه اىhackاسب كندروslugاسب كهرbay,dunاسب كوتاه وكوچكponyاسب كوچك
اندامhobbyاسب كوچك سوارىnagاسب مردنىskateاسب نرstallionاسب ياسگ شكارىhunterاسب
ياكشتى تندروclipperاسبابtool,thing,tackle,paraphernalia,utensil,article,appurtenance,appliance,apparel,apparatus,layout,instrument,implement,contrivance,contraption,engine,doodad,gear,gadget,rigاسباب اتش همزنspurtleاسباب
ارتعاشresonatorاسباب بازىtoy,playthingاسباب برش قيچىshearاسباب بهم
زدن مايعاتagitatorاسباب پوست كنpeelerاسباب تنظيمadjustmentاسباب
تنظيم وميزان كردن چيزىpilotاسباب خون گيرىleechاسباب دراوردن چيزى(شبيه قاشق )scoopاسباب زحمتencumbrance,inconvenienceاسباب
زحمت شدنencumberاسباب سفرcaboodleاسباب شن زنىsanderاسباب عجيب
وغريبtrangamاسباب قمارچرخانrouletteاسباب كارkitاسباب لغزندهslideاسباب مقاوم دربرابربرق (resistor)resisterاسباب موسيقىgleeاسباب هاى
ضربى مثل طبل ودنبك (مو.)percussionاسباب ورزشىdumbbellاسباب يدكى اتومبيلpartاسبابى
كه درقمارباان تقلب ميكندgimmickاسبدوانى صحرائىsteeplechaseاسبراهوارpadاسبقprior,predecessorاسبق
بودن برprecedeاسبقىpreviousاسبىhorseاسپارتىspartanاسپانيائىspanishاسپانيولىspanish,spaniardاسپرانتورesperantoاسپرزspleenاسپرك (گ .ش .)mignonetteاسپرينaspirinاسپسياليتهspecialtyاسپوكrung,spokeاستاتacetateاستادprofessor,master,adeptاستادانهscholastic,deft,workmanlike,professorialاستادانه درست شدهelaborateاستادتجزيهanalystاستاددركارخودhandyاستادشدنmasterاستادكارskillful,workmanاستادهstationaryاستادوارprofessorialاستادىworkmanship,artifice,art,professorship,skillاستاديوم ورزشىcoliseumاستامپpunch,inkpad,pounceاستانstate,provinceاستان
<ايلى نويز>درايالت متحدهillinoisاستان
بحرى ياساحلىmaritimeاستانبولى پلوspanishriceاستاندارد(ر.)canonicalاستاندارديامعيارمترىmetricاستانهthresholdاستانه
اىpreliminary,thresholdاستانه درsill,doorstepاستانه مانندthresholdاستانه(=cill)sillاستانىprovincialاستباطكردنgatherاستبدادautarchyاستبدادىreactionary,autocratic,absoluteاستبعادinaccessibility,improbabilityاستتارcamouflageاستثماركردنexploitاستثناءreservation,exclusion,exceptionاستثناء ناپذيرunexceptionableاستثنائىspecial,exceptionalاستثناقائل
شدنdemurاستحالهpermutationاستحاله كردنreduceاستحاله
يافتنwaxاستحقاقtitle,merit,desertاستحقاق داشتنdeserve,meritاستحكامsolidity,substance,strength,stability,خودرو توکیو هر دوسال یکبار برگزار می شود و حالا این نمایشگاه برای سال 2011 در ژاپن پس از زلزله بزرگ و ویرانگر ماه مارس و رنج بسیار ژاپن در حال برگزاری است. بطوریکه این کشور در نظر دارد انعطاف پذیری صنعت خودروسازی ژاپن را برای جهان به نمایش بگذارد.
این نمایشگاه از 30 نوامبر 2011 آغاز شده و 176 شرکت کننده از 12 کشور مختلف در این نمایشگاه حضور دارند که با افزایش قابل توجه 36 درصدی نسبت به نمایشگاه قبلی در سال 2009 که 129 شرکت کننده داشت همراه بوده است. علاوه بر این فضای نمایشگاه که در سال 2009 به 21823 متر مربع بود هم اکنون به 35151 متر مربع رسیده است.
از خصوصیت های خوب نمایشگاه دوسالانه خودرو ژاپن در امسال اینست که تمام 14 خودروساز ژاپنی در کنار 20 برند خارجی در این نمایشگاه حضور خواهند داشت این درحالیست که تنها 9 برند خارجی در نمایشگاه قبلی حضور داشتند. شعار نمایشگاه، همکاری نزدیکتر کمپانی های بزرگ با صنعت خودرو سازی کشورهایی مثل هند، چین، کره جنوبی است. برای بسیاری از ماشین بازها، از جمله شما دوستان پرشین استار، این نمایشگاه دارای اهمیت ویژه ای است که هرچند شاید پای خیلی از این خودروها با تکنولوژی های مدرنی که دارند در آینده به ایران باز نشود ولی مسلما به این واقعیت اتفاق نظر داریم که وصف العشق؛ نصف العشق ...
این نمایشگاه از 30 نوامبر 2011 آغاز شده و 176 شرکت کننده از 12 کشور مختلف در این نمایشگاه حضور دارند که با افزایش قابل توجه 36 درصدی نسبت به نمایشگاه قبلی در سال 2009 که 129 شرکت کننده داشت همراه بوده است. علاوه بر این فضای نمایشگاه که در سال 2009 به 21823 متر مربع بود هم اکنون به 35151 متر مربع رسیده است.
از خصوصیت های خوب نمایشگاه دوسالانه خودرو ژاپن در امسال اینست که تمام 14 خودروساز ژاپنی در کنار 20 برند خارجی در این نمایشگاه حضور خواهند داشت این درحالیست که تنها 9 برند خارجی در نمایشگاه قبلی حضور داشتند. شعار نمایشگاه، همکاری نزدیکتر کمپانی های بزرگ با صنعت خودرو سازی کشورهایی مثل هند، چین، کره جنوبی است. برای بسیاری از ماشین بازها، از جمله شما دوستان پرشین استار، این نمایشگاه دارای اهمیت ویژه ای است که هرچند شاید پای خیلی از این خودروها با تکنولوژی های مدرنی که دارند در آینده به ایران باز نشود ولی مسلما به این واقعیت اتفاق نظر داریم که وصف العشق؛ نصف العشق ...
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۱۱/۱۶ ساعت توسط محمد مهدی سهمی
|

























































