امدنensueازپستان گرفتنweanازپشتbackwardازپهلوby,besides,sideway,sideviewازپهلوىforby,byازپهناcrossways,crosswiseازپوست دراوردنthresh,thrashازپيچيدگى دراوردنunweaveازپيشprefermentازپيش اشغال ياتصرف كردنpreoccupyازپيش اگاهى دادن ياحدى زدنforecastازپيش اماده شدهstudiedازپيش بردنmanageازپيش بردن (بازور)enforceازپيش خبردادنportendازپيش خودساختنinventازپيش سفارش دادنengage,bespeakازپيش فرستاده شدهadvanceازپيش فرض كردنpresupposeازتnitrogenازترس دولاشدنcowerازتصرف محروم كردنdispossessازتملك دراوردنexpropriateازتنگناياجاى باريكى گذشتنreeveازتوىthroughازجابرداشتنremoveازجاپراندنstartleازجاپريدنshy,startازجاجستنboltازجادربردنexasperateازجادررفتگىireازجادررفتنtransport,outrageازجادررفتن (استخوان )dislocateازجادررفتهberserk,madازجان گذشتهdesperate,desperadoازجانب ساحلoffshoreازجانوران هم تيره تخم كشيدنinbreedازجاى خودبيرون كردنdislodgeازجاى خودتكان دادنunhorseازجلوbesidesازجملهamongازجناح خارجى بدشمن حمله كردنoutflankازجنبش ايستادنstatgnateازجنبش وحركت بازداشتنimmobilizeازچرم گاوميشbuffازچهwhereofازچه چيزwhereofازچه روwhenceازچه طريقhowازچه منبعىwhereازچوب ساخته شدهwoodenازحالاforthازحالت بسيج بيرون اوردنdemobilizeازحالت جنگل خارج كردنdeforestازحالت زوجى خارج كردنuncoupleازحالت نظامى درامدنdemilitarizeازحدخارج شدنovershootازحدخودتجاوزكردنoverstepازحدگذرانىultraismازحركت بازداشتنstallازحركت بازداشتن (مثل چرخ ماشين )trigازحفظخوانىrecitationازحق راى ياانتخاب محروم كردنdisfranchiseازحقوق اجتماعى وسياسى محروم كردنostracizeازحقوق ملى محروم كردنdenationalizeازحقيقت اگاه كردنdisabuseازحلق اداء كردنaspirateازحيث زمان باهم مطابق كردنsynchronizeازحيث شماره بيشتربودنoutnumberازحيث مرتبه وطبقه برترى داشتن برoutclassازخ دارtubercularازخاصيت انداختنunmakeازخاطرزدائىoblivionازخاك دراوردنexhume,excavate,disinterازخانواده سلطنتىroyaltyازخستگى بيرون اوردنrefreshازخشكى دراوردنloosenازخطخارج شدن (درموردترن )derailازخطخارج كردنderailازخطراگاهانيدنalarmازخطرنابودى نجات دادنsalvageازخلال ابريامه پديدارشدنloomازخواب برخاستنrise,upriseازخواب بيدارشدنrouseازخواب بيداركردنwakeازخواص جنسى محروم كردنunsexازخودبيخودinfatuate,unconsciousازخودبيخودشدنtransport,ravishازخودبيخودكردنinfatuate,raptureازخودبيخودكردن (مج )entranceازخودبيخودىtrance,raptureازخودراضىoverbearing,cocky,smugازخودراضى(=presumptuous)presumingازخودسلب كردنdisclaimازخودگذشتگىdevotionازخودندانستنdisownازخىtubercularازدحامhurtle,huddle,host,press,rabble,crowd,drove,swarm,throng,turnoutازدحام سوى درونinrushازدحام كردنscrouge,throng,swarm,crowd,overcrowd,flock,mob,press,huddleازدحام مردمrushازدرجه اعتبارساقطكردنvoidازدرجه بالاupgradeازدرون وبيرونthroughoutازدست بازكردنunhandازدست دادنtine,unhand,loseازدست دادن (vi.vt.n.)missازدست دادنىdisposableازدست رفتنى(losable)loseableازدست رفتهlostازدست ندادنretainازدست ندادنىindefeasibleازدستورخارج كردن (درمجلس )tableازدنبال امدنensue,attendازدهان بيرون انداختن (كلمات باout)blurtازدهان بيرون پراندنejaculateازدهن يابينى جارى شدنdrivelازدواجmatrimony,match,marriage,marriage,hymenازدواج افرادملل يانژادهاى مختلفintermarriageازدواج باافرادخارج ازقبيلهexogamyازدواج باافرادملل يانژادهاى مختلفintermarryازدواج سفيدپوست بافردى ازنژادديگرmiscegenationازدواج غيرشرعىadulteryازدواج كردنjoin,marryازدواج مصلحتىmarriageofconveniencازدواج ناجورmismatchازدواجىconjugal,maritalازدورafarازدورترين نقطه خارجoutermostازدورنمودارشدنloomازدوسرهmutualازدوطرف متقارنequilateralازديادplethoraازديادتوليدياسرعت وغيرهspeedupازديادخون دريك نقطهplethoraازديادسريع قيمت وغيرهskyrocketازديدن محروم كردنunsightازديگرى گرفتنinheritازدين برگشتهapostateازراه (م .م .)viaازراه افراطبخشيدنindulgenceازراه بدربردنpalaver,inveigleازراه بدركردنseduceازراه خشكىoverlandازراه دهانoralازراه راست بدركردنpervertازراه زمينىoverlandازراه فريب وخدعه چيزى رابدست اوردنbobازراه قاچاق ياشيادى پول بدست اوردنracketeerازراه نادرستى تحصيل كردنgraftازراههاى نادرستgraftازردگىirritation,annoyance,chagrinازردنtar,distaste,grit,gripe,grate,goad,rile,annoy,ail,aggrieve,afflict,mortify,prick,peeve,hurt,harry,harrow,lacerate,irritate,irkازردن (vex)fashازردهirksome,indignantازرده شدنwritheازرده كردنchagrinازرشworthازرشدبازماندنstuntازرغبت انداختنnauseateازرمpudency,shame,modestyازرواج افتادگىobsolescenceازرواج افتادنobsolesceازروبروoppositeازروحيه انداختنdemoralizeازروىaboard,offازروى احترامdeferentialازروى احتياطprudentازروى ارادهvolitionازروى اصول بهداشتى عمل كردنsanitizeازروى ايمانtrothازروى بدخواهىmaliciousازروى بدخواهى وشرارتillازروى بردبارىpatientازروى بيميلى جداشدن ازtearawayازروى بيميلى(غالباباofميايد)afraidازروى پرچين ياچارچوب پريدنhurdleازروى تعجب فريادزدنexclaimازروى تعجب وياترس نگاه كردنstareازروى توبه وپشيمانىcontriteازروى خرده گيرى صحبت كردنcarpازروى خرك پريدنbuckازروى خودخواهىsuperciliousازروى خودستائىvaingloriousازروى دستخطى رونويسى كردن (مثل عكس )autographازروى ساعتo'clockازروى سرعت وعجلهcursoryازروى سوء ظنaskanceازروى شادى جست وخيزكردنcaperازروى صميميتheartfeltازروى ظلم وستمگرىtyrannousازروى عجلهprecipitous,sketchyازروى عدم دقتinexactازروى عنادmaliciousازروى قرائن وامارات پيش بينى كردنextrapolateازروى قصدconsciouslyازروى قصدورضاvolitionازروى لئامت دادنstintازروى مانع باپرش اسب جهيدنlarkازروى مانع پريدنhurdleازروى متدوروشmethodicازروى مطالعهstudiedازروى مهارتquaintازروى ميلliefازروى نشاطlivelyازروى هرزگىdissoluteازروى يقينsureازروى يقين گفتنaverازروى(چيزى)عبوركردنoverflyازريشه كندنsupplant,uprootازريشه كندن يادراوردنgrubاززنجيرازادشدنunfetterاززنجيرازادكردنunshackleاززنجيروبندرهاكردنunchainاززيرbeneath,underneathاززير(چيزى)دررفتنhedgeاززيربريدنundercutاززيرچيزى رابلندكردنupheaveاززيرخاك دراوردنunearthاززيرخراب كردنundermineاززيردراوردنunearthاززيرسلطه خارج كردنemancipateاززيركارى دررفتنshirkاززيرمسئوليت فراركردنskulkاززيرمشت زدنuppercutاززيريوغ ازادكردنunyokeازسرgadarene,headfirst,anewازسرافتادنtoppleازسربازكردنevadeازسرتاپاcapapieازسرشب تابامدادnightlongازسرعت چيزى كاستنdecelerateازسرگرفتنresume,renovateازسرگيرىresumptionازسرمالرزيدنshiverازسوراخ نگاه كردنpeepازسوراخ يالانه بيرون كردنunkennelازشبنم يابرف ريزه پوشيده شدنfrostازشدت چيزى كاستنallayازشرچيزى راحت شدن (مج .)jettisonازشكل انداختنdisfigure,deform,deface,contort,botchازشكل طبيعى انداختنdistortازشيراب جارى كردنtapازشيرمادرگرفتنweanازشيفتگى دراوردن (مج .)disenchantازصافى گذراندنleachازصدمه محفوظداشتنconserveازطبقه كارگرworkingmanازطرفbehalf,for,ofازطرف ديگرagain,besideازطرف شرقeasterlyازطرفى بطرف ديگرathwartازطريقviaازطولendwise,endwaysازعددى ريشه گرفتنrootازعرضacrossازعضويت خارج شدنsecedeازعقبbackازعلاقه ومحبت كاستنdisaffectازعلت به معلول پى بردنaprioriازعلف هرزه پاك كردنrogueازعهده برامدنtackle,answer,afford,acquit,copeازعين ونمائات مالى استفاده كردنusufructازغلاف بيرون كشيدنunsheatheازغلاف دراوردنunsheatheازغم وحسرت نحيف شدنpineازفاصله دورشنيدنoverhearازفريب اگاهانيدنundeceiveازفشارهواكاستنdecompressازفلاخن پرتاب كردنunslingازقالب دراوردن (مثل لاستيك )plasticizeازقانون مستثنى كردنwaiveازقرارatازقرارصدىpercentازقرقره بازكردنunreelازقفس رهاكردنuncageازقلاب بازكردنunhookازقلاده بازكردنuncoupleازقلم افتادگىomissionازقلم افتادهunregardedازقلم انداختنslip,drop,omitازقلم اندازىskipازقنداق بازكردنunswatheازقيدرهاشدنunfetterازقيدرهاكردنemancipate,disengageازقيدكشيشى ورهبانيت رهاشدنsecularizeازقيدمسئوليت ازادساختنlooseازقيدوبندازادكردنunshackleازكارافتادگىparalysisازكارافتادنstop,conk,incapacitateازكارافتادهlameduck,obsolete,effete,seedy,searازكارانداختنdevitalise(ze),disable,paralyze,petrifyازكارانداختن (دراثرزياده روى)jadeازكاربازداشتنhamperازكاردرامدنturnoutازكاردرامدهworkerازكاردراوردهwroughtازكارطفره رفتنgoofازكاركاردراوردنworkoutازكاركم گذاردنunderdoازكاركم گذاشتنunderactازكتاب استخراج كردنgrubازكجاwhere,whenceازكسوت روحانى خارج شدنunfrockازكشتى بدرياoverboardازكشتى بيرون اوردنunshipازكشتى دراوردنdisembarkازكلمه' لشكر'فارسىlascarازكمين گاه بسوى دشمن تيراندازى كردنsnipeازكمينگاه تيربه اردوى دشمن زدنsnipeازكنارoff,off,byازكنارچيزى ردشدنskirtازكهwhereofازكوره دررفتهjittersازگرسنگى مردنstarveازگرمابيحال شدنswelterازگرودراوردنredeemازگلواداكردنthroatازگوشه ء چشمaskanceازگوشه چشم نگاه كردنleerازگيردراوردنdisentangle,disengage,unravelازگيرياگوريدگى دراوردنuntangleازلانه بيرون كردنunearthازلحاظofازلولادراوردنunhingeازلوله ردكردنtubeازلوله ياسيفون ردكردنsiphonازلىeverlasting,eternalازليتeternityازمادرىmaternalازمايشtest,temptation,tryout,try,trial,shy,experiment,experience,examination,assayازمايش درجه استعدادtryoutازمايش سختgaff,tribulationازمايش كردنapprove,experiment,essay,gauge,quizازمايش كنندهtester,trierازمايش مجددretrialازمايش ميكروسكپى بافت زندهbiopsyازمايش نيروshowdownازمايش هنرپيشهauditionازمايشگاهlaboratoryازمايشگاه (laboratory)labازمايشىtentative,experimental,pilotازمايندهtrierازمايهexaminationازمبداofازمحلى بخارجoffازمدافتادنoutmodeازمردى انداختنunman,emasculateازمركزبدن دوركردن (طب )abductازمستى دراوردنsoberازمسيرخودمنحرف شدنyawازمندgreedy,covetous,cormorant,avid,avariciousازمندىavidityازمنشاofازمودنtry,examine,essay,gropeازمودن كردنtestازمودهtriedازموده شدهtriedازموضعى عقب نشينى كردنcrawfishازموقع گذشتهbelatedازمونshibboleth,test,sample,try,examinationازمون براى گزيدن نامزدمسابقاتtryoutازمون كردنexamineازمونگرtester,examinerازميانper,acrossازميان (=thru)throughازميان برداشتنsurmountازميان بردنwipe,abrogate,abolish,shuntازميان بردهabrogateازميان برنداشتنىinsuperableازميان سوراخهاى ريزنفوذكردنseepازميان نرفتنىindestructibleازميدان دررفتنquailازميدان دركردنoutfightازن (ش .)ozoneازنزديكby,forbyازنژاداسلاوslavازنژادسام بن نوحsemiticازنژادغيراصيلunderbredازنژادقديم المانىteutonicازنژادمختلطاروپائى واسيائىeurasianازنسل هارونaaronicازنظرافتادگىoversight,disfavorازنظرپنهان كردنoccultازنظرپوشاندنburyازنظرسبك ادبىstylistازنظرگذراندنviewازنفس افتادنwind,useup,poopازنفس انداختنwindازنوanew,again,afreshازنوازمودنreexamineازنوبه مقام اوليه خودرساندنreinstateازنوخلق كردنrecreateازنوخندق ساختنretrenchازنوريختنrecastازنوساختنreconstructازنوطرح ريختنrewriteازنوطرح كردنrecastازنوعanyازنوقالب كردنrecastازنوك پستان خوردنnippleازنومحدوده تعيين كردنrezoneازنيروانداختنdevitalise(ze)ازهرجاكهwheresoeverازهرجاگزينندهeclecticازهرده نفريكى راكشتنdecimateازهم بازشدنunbraidازهم بازكردنbreak,untwine,unravel,unlinkازهم پاشيدنdissipate,disintegrate,decompose,burstازهم جداكردنscatter,split,wedgeازهم جداكردن اليافravelازهم جدانشدهuncutازهم دورشدنdivergeازهم گذراندنinterlaceازهمه جهتaltogetherازهمه كمترقيمت دادن (درمناقصه)underbidازهواپيماپياده شدنdeplaneازهواگرفتنcatchازوجهه عمومى انداختنostracizeازوسطthrough,per,athwart,across,crossways,crosswiseازوسطخم شدنsagازوسطقطع كردنintersectازوقتى كهsinceازىablativeازيادبردنunlearnازيادنرفتنىunforgettableازيك پدرومادرuniparentalازيك سوoffازيك ظرف بظرف ديگرريختنtransfuseازيك نژادايجادكردنinbreedازيك ولىuniparentalازيكديگربنوبت جلوزدنleapfrogازيموت ستارهazimuthاژدرtorpedoاژدرمارboaاژدهاdragonاژدها(افسانه يونان )pythonاژنگwrinkleاژيرsirenاژيرهوائىalertاسaceاس اساسrationaleاس برى صغيرcranberryاسارتbondage,captivityاسارت (مج .)yokeاساسelement,cornerstone,groundwork,ground,fabric,nucleus,root,bedrock,basis,baseاساسنامهstatuteاساسىvital,meaty,material,primordial,pivotal,basic,basal,fundametal,cardinal,net,ground,earthshaking,substantialاساسى ذاتىessentialاساطيرmythologyاسانstraightforward,eath,easygoing,easy,lightاسان تركردنsimplifyاسان رفتنglideاسان گيرpermissive,lenient,easygoingاسان گيرىleniencyاسان وبى دردسرcushilyاسانسessenceاسانسورliftاسانىfreedom,easeاسايشwelfare,comfort,restاسايش خاطرsecurity,reliefاسايش دادنcomfortاسايشگاهsanatorium,nestاسايشگاه (=sanatorium)sanitariumاسبsteedاسب (درشطرنج )horseاسب ابىrhino,behemothاسب ابى(ج .ش .)hippopotamusاسب اسپانيولى كوچكjennetاسب اموختهmanageاسب باركشworkhorseاسب بازندهloserاسب بخار(مخفف ان h.p.است )horsepowerاسب پيرjade,hackاسب پيروواماندهnagاسب تخمىstudاسب چموشrogueاسب چوبىhobbyhorseاسب دادن بهhorseاسب داركردن (vt.&vi)horseاسب دوانى باپرش ازمانعsteeplechaseاسب دوانى كردنjockeyاسب راازگارى يادرشگه بازكردنunhorseاسب راهوارورامpalfreyاسب سوارcavalier,horsemanاسب سوارحرفه اىjockeyاسب سوارىroadster,trooperاسب قزلroanاسب كرايه اىhackاسب كندروslugاسب كهرbay,dunاسب كوتاه وكوچكponyاسب كوچك اندامhobbyاسب كوچك سوارىnagاسب مردنىskateاسب نرstallionاسب ياسگ شكارىhunterاسب ياكشتى تندروclipperاسبابtool,thing,tackle,paraphernalia,utensil,article,appurtenance,appliance,apparel,apparatus,layout,instrument,implement,contrivance,contraption,engine,doodad,gear,gadget,rigاسباب اتش همزنspurtleاسباب ارتعاشresonatorاسباب بازىtoy,playthingاسباب برش قيچىshearاسباب بهم زدن مايعاتagitatorاسباب پوست كنpeelerاسباب تنظيمadjustmentاسباب تنظيم وميزان كردن چيزىpilotاسباب خون گيرىleechاسباب دراوردن چيزى(شبيه قاشق )scoopاسباب زحمتencumbrance,inconvenienceاسباب زحمت شدنencumberاسباب سفرcaboodleاسباب شن زنىsanderاسباب عجيب وغريبtrangamاسباب قمارچرخانrouletteاسباب كارkitاسباب لغزندهslideاسباب مقاوم دربرابربرق (resistor)resisterاسباب موسيقىgleeاسباب هاى ضربى مثل طبل ودنبك (مو.)percussionاسباب ورزشىdumbbellاسباب يدكى اتومبيلpartاسبابى كه درقمارباان تقلب ميكندgimmickاسبدوانى صحرائىsteeplechaseاسبراهوارpadاسبقprior,predecessorاسبق بودن برprecedeاسبقىpreviousاسبىhorseاسپارتىspartanاسپانيائىspanishاسپانيولىspanish,spaniardاسپرانتورesperantoاسپرزspleenاسپرك (گ .ش .)mignonetteاسپرينaspirinاسپسياليتهspecialtyاسپوكrung,spokeاستاتacetateاستادprofessor,master,adeptاستادانهscholastic,deft,workmanlike,professorialاستادانه درست شدهelaborateاستادتجزيهanalystاستاددركارخودhandyاستادشدنmasterاستادكارskillful,workmanاستادهstationaryاستادوارprofessorialاستادىworkmanship,artifice,art,professorship,skillاستاديوم ورزشىcoliseumاستامپpunch,inkpad,pounceاستانstate,provinceاستان <ايلى نويز>درايالت متحدهillinoisاستان بحرى ياساحلىmaritimeاستانبولى پلوspanishriceاستاندارد(ر.)canonicalاستاندارديامعيارمترىmetricاستانهthresholdاستانه اىpreliminary,thresholdاستانه درsill,doorstepاستانه مانندthresholdاستانه(=cill)sillاستانىprovincialاستباطكردنgatherاستبدادautarchyاستبدادىreactionary,autocratic,absoluteاستبعادinaccessibility,improbabilityاستتارcamouflageاستثماركردنexploitاستثناءreservation,exclusion,exceptionاستثناء ناپذيرunexceptionableاستثنائىspecial,exceptionalاستثناقائل شدنdemurاستحالهpermutationاستحاله كردنreduceاستحاله يافتنwaxاستحقاقtitle,merit,desertاستحقاق داشتنdeserve,meritاستحكامsolidity,substance,strength,stability,خودرو توکیو هر دوسال یکبار برگزار می شود و حالا این نمایشگاه برای سال 2011 در ژاپن پس از زلزله بزرگ و ویرانگر ماه مارس و رنج بسیار ژاپن در حال برگزاری است. بطوریکه این کشور در نظر دارد انعطاف پذیری صنعت خودروسازی ژاپن را برای جهان به نمایش بگذارد.

این نمایشگاه از 30 نوامبر 2011 آغاز شده و 176 شرکت کننده از 12 کشور مختلف در این نمایشگاه حضور دارند که با افزایش قابل توجه 36 درصدی نسبت به نمایشگاه قبلی در سال 2009 که 129 شرکت کننده داشت همراه بوده است. علاوه بر این فضای نمایشگاه که در سال 2009 به 21823 متر مربع بود هم اکنون به 35151 متر مربع رسیده است.

از خصوصیت های خوب نمایشگاه دوسالانه خودرو ژاپن در امسال اینست که تمام 14 خودروساز ژاپنی در کنار 20 برند خارجی در این نمایشگاه حضور خواهند داشت این درحالیست که تنها 9 برند خارجی در نمایشگاه قبلی حضور داشتند. شعار نمایشگاه، همکاری نزدیکتر کمپانی های بزرگ با صنعت خودرو سازی کشورهایی مثل هند، چین، کره جنوبی است. برای بسیاری از ماشین بازها، از جمله شما دوستان پرشین استار، این نمایشگاه دارای اهمیت ویژه ای است که هرچند شاید پای خیلی از این خودروها با تکنولوژی های مدرنی که دارند در آینده به ایران باز نشود ولی مسلما به این واقعیت اتفاق نظر داریم که وصف العشق؛ نصف العشق ...