خواص بروكلی (broccoli )
بروكلی (broccoli ):
بروكلی از سبزیهایی است كه بهترین فصل آن پاییز و زمستان است و منبع خوب ویتامین c و فیبر است. ساقه بروكلی باید سفت بوده و سر آن بنفش یا سبز تیره باشد. غنچه های آن بایدبه صورت بسته باشد و گلهای آن زرد نشده باشد. بوكلی را می توانید 3 روز یا بیشتر در یخچال نگهداری كنید. قبل استفاده از بوكلی را خوب با آب بشویید و برگها و ساقه های سفت آن را جدا كنید و ساقه های نازك و گلهای كوچك آن را خرد كرده و استفاده كنید.
بروكلی را می توانید به صورت پخته و خام مصرف كنید. آن را به مدت 12ـ 8 دقیقه در آب جوش بپزید و باآب لیمو و جعفری میل كنید.
ـ بركلی شما را از سرطان سینه محافظت می كند:
برخی از سبزیها مانند بروكلی، حاوی ماده ضد سرطان سینه است.
پزشكام می گویند كه سبزیهای برگدار(مانند بروكلی و كلم پیچ)به شكل طبیعی حاوی ماده شیمیایی سلفورافان است كه از رشد و افزایش سلولهای سرطانی در سینه جلوگیری می كند.
محققان معتقدند كه مواد موجود در كلم بروكلی بدون ایجاد اختلال د رساز و كار سلولهای طبیعی، سلولهای سرطانی را(در 2 نوع سرطان تخم دان و لوزالمعده) از بین می برد.
بر اساس نتایج پژوهشی در فرانسه، ماده ای در كلم بروكلی وجود دارد كه باكتریهای معده را از بین می برد. دانشمندان می گویند كه یكی از راههای خوب برایپیشگیری از ابتلا به بیماریهای معده و روده( به ویژه در كشورهای د رحال توسعه) خوردن كلم بروكلی است.
خواص دارویی جو
جو گیاهی است یك ساله كه ارتفاع ساقه استوانه ای آن بسته به ارقام مختلفه از 100 ـ 40 سانتی متر فرق می كند.
خواص جو:
جو به طور كلی در طب سنتی به سه صورت مختلف استعمال می شود:1)جوی كامل كه دانه با سبوس روی آن باشد و فقط دنباله آن را كنده باشند. 2)جوی مقشر یا پوست گرفته كه عملاً قسمتی از پوست آن گرفته شده است. 3)جوی سفید كرده كه تمام پوست و سبوس آن را گرفته و به صورت جوی سفید درآمده باشد كه در اصطلاح به آن جوی مرواریدی می گویند.
جوی كامل معمولاً برای تهیه غرغره ها به كار می رودو در سایر موارد از جوی مقشر یا جوی كاملاً سفید استفاده می شود.
مالت جو كمك به هضم غذا می كندو مغذی است و سینه را نرم می كند، برای معالجه سوء هاضمه تجویز شده است.
خوردن دانه جو تشنگی را فرو می نشاند. تب را برطرف می كند و به عنوان مقوی و تونیك عمل می كند. و مالت در هضم غذاهای نشاسته ای خیلی كمك می كند و برای كاهش ترشح شیر كاربرد دارد. جو از نظر طبیعت طبق نظر حكمای سنتی سرد و خشك است و مواد مغذی آن از گندم كمتر است، ولی قابض و خشك كننده است. غلیان صفرا و خون را تسكین می دهد و تب های گرم و تب های سل را تقلیل می دهد. مضر مثانه است، از این نظر باید با روغن و انسیون خورده شود.
اگر جو مقشر را بپزند به حدی كه جوها شكفته و خوب پخته شوند، ولی آن را نمالند و آن را صاف كرده و سردش كنند ماءالشعیر به دست می آید؛ ماءالشعیر سرد و تر است. مسكن حدت خون، صفرا، اخلاط سوخته و تب ها و امراض گرم است. حرارت باطنی را تسكین می دهد و حرارت كند و عطش مفرط را فرو می نشاند و برای سل، زخم های ریه، ذات الجنب، سردرد گرم و امثال اینها نافع است.
زود هضم می شود، مولد خون صالح است و به اصطلاح خونساز است ولی معده را سست می كند. برای آلات داخل شكم اشخاص سرد مزاج مضر است و نفاخ. از این نظر باید گل قند خورده شود و در مواردی كه شكم بسته است، خوردن ماءالشعیر جایز نیست، و جمع بین ماءالشعیر سكنجبین نیز جایز نیست. اگر ماءالشعیر با نصف وزن جو آن، خشخاش كوبیده مخلوط و مانند حریره شود، برای سردرد گرم مفید است و با عناب، سپستان، انجیر و پرسیاوشان برای درد سینه و سرفه مجرب است.
شیره جو كه آن را كشك الشعیر گویند سرد مایل به خشك است و غلیظ تر از ماءالشعیر است و برای اسهال صفراوی و مزاج های گرم مفید است و غرغره با آن برای ورم گلو و درد گلو نافع است.
ضماد و آرد جو رادع است، ورم های سخت را تحلیل می برد، دمل های گرم را سر باز می كندو به تنهایی و یا مخلوط با هم وزن آرد جو و تخم پنیرك، برای سل، ذات الجنب، ورم های زیر بغل، سینه، پستان، پشت گوش و سایر اعضا مفید است و ضماد آن با ریوند چینی برای ورم هایی كه حرارت آنها در كمال حدت نباشد، بسیار نافع است و با سركه برای ورم های صفراوی و مخملك مفید است. اگر آرد جو نباشد، جو مقشر را با آب و یا عصاره برگ های مناسب ساییده و استفاده كنید.
ضماد آرد جو با آب برای نقرس گرم و با آب گشنیز تازه برای تحلیل خنازیر و ورم های گرم سفت و ورم گلو نافع است.
آب پخته جو با سركه برای جرب و خارش و آب برگ كاهو و نظایر آن برای سردرد، ورم چشم، باد سرخ و محكم كردن عضو شكسته نافع است. خوردن آرد جو با شكر غذای خوبی برای اطفال و مسكن عطش و التهاب است.
نان جو ثقیل الهضم و سنگین است و نفاخ. اگر خمیر آرد جو را بگذارند كه ترش شود و در دوغ حل كنند و یك شب بگذارند بماند و بخورند برای تسكین غلیان خون صفراوی، تشنگی مفرط، قی صفراوی، تب های گرم، اسهال صفراوی و خارش بسیار مفید است.
جو برای سرد مزاجان مضر است از این نظر باید با شكر خورده شود.
نگاهی به تحقیقات علمی جدید در مورد خواص درمانی جو:
جو از روزگاران كهن همیشه به عنوان بسته ای از تركیبات دارویی مفید برای بیماران قلبی و یبوست و دیگر اختلالات هاضمه و احتمالاً سرطان شناخته شده است.
جو به عنوان دارویی برای عروق قلبی:
جو، به نظر می رسد كه از چند طریق در كاهش كلسترول مؤثر است. یكی این است كه شبیه داروهای شیمیایی ضد كلسترول بازار، در مكانیسم ساخت كلسترول در كبد دخالت كرده و كلسترول را كاهش می دهد. محققان وزارت كشاورزی آمریكا در مركز تحقیقات مادیسن سه تركیب جداگانه در جو كشف كرده اند كه قابلیت كبد در ساختن كلسترول نوعldl را مهار می كند.(ldl جزوی از كلسترول است كه مضر بوده و به رگ های خونی آسیب می رساند و منجر به حمله های قلبی می شود.)
در آزمایشی خوراندن جو به خوك موجب شده كه كلسترول خون خوك تا 18 در صد پایین بیاید و بدن تردید، جو در كاهش كلسترول خون انسان نیز مؤثر است. تحقیقات دكتر روزماری نیومن استاد دانشگاه موتانا كه بر روی عده ای از مردان داوطلب انجام شد، نشان داد كه خوردن جو به صورت نان، دانه پخت و كیك كلسترول خون آنها را به میزان محسوسی پایین آورده است.
این گروه پس از6 هفته هر روز سه بار با غذای خود از خوراكی های جو استفاده كرده اند و پس از 6 هفته كلسترول خون آنها 15 در صد كاهش یافته است.آزمایشها نشان می دهد هر چقدر كلسترول خون بیشتر باشد، تأثیر رژیم جو در كاهش آن بیشتر است
در آزمایش فوق گروه دیگری كه طی همان مدت 6 هفته از آرد گندم یا سبوس گندم به جای جو استفاده كرده بودند، هیچ كاهشی را در كلسترول خون نشان ندادند.
به نظر دكتر نیومن خاصیت كاهش كلسترول در خون، حداقل قسمتی مدیون وجود مواد بتاگلوكان محلول در آن است. مواد بتوگلوكان الیاف صمغی هستند كه به خصوص در جو و یولاف(جو دو سر) به صورت قابل حل در آب حل می شود. این مواد نه فقط در پوسته نازك خارجی بلكه در داخل مغز دانه جو نیز وجود دارد.
دكتر نیومن در حال حاضر با همكاری گروهی از دانشمندان سوئدی دست اندر كار اجرای تحقیقاتی هستند كه معلوم كند كدام واریته جو از این نظر بهترین هستند یعنی كلسترول خون را بیشتر كاهش می دهند.
آزمایش هایی كه در دانشكده پزشكی دانشگاه ویسكانسن شده نیز نشان می دهد كه كپسول های حاوی روغن جو كه محتوی عواملی برای كاهش قابلیت كلسترول سازی كبد هستند، به اشخاصی كه پس از انفاركتوس عمل جراحی قلب كرده اند داده شده، موجب كاهش كلسترول خون آنها در حدود18ـ 9 در صد شده است.
جو به عنوان ضد سرطان:
دكتر چارلز اسون، دانشمند و كارشناس تغذیه در دانشگاه ویسكانسن، معتقد است كه در دانه های گیاهان،مواد شیمیایی ضد سزطان وجود دارد و دكتر ترول، یكی از صاحب نظران در رشته علوم تغذیه، نیز این نظریه را تدیید می كند. دكتر ترول می گوید مواد شیمیایی معروف به مهار كننده های پروتئاز كه در دانه های گیاهی از جمله در جو وجود دارند، عوامل موجب سرطان را در بستر روده ها سركوب می كنند و به این دلیل جو در ردیف مواد ضد سزطان قرار دارد.
جو برای رفع یبوست:
گروهی از دانشمندان معتقدند جو برای یبوست بسیار مفید است. در آزمایشاتی كه انجام دادند به این نتیجه رسیدند كه هر چه بیشتر آرد جو را تصفیه كنند، یعنی بیشتر سبوس آن گرفته شود اثر شفابخش آن كمتر می شود. بهترین راه این است كه جو با سبوس كامل به صورت آرد یا بلغور جو مصرف شود.
جو سفید كرده كه اغلب در فروشگاه ها عرضه می شود، دارای آثار شفابخش كمتری به خصوص در رفع یبوست است. ولی به هر حال جو پوست كنده و بدن سبوس نیز از نظر مبارزه با بیماری های قلبی تا حدودی مفید است.
دانشمندان دانشگاه ویسكانسن توصیه می كنند برای این كه از حداكثر خواص جو استفاده شود، حتی الامكان آرد كامل آن تهیه و مصرف شود، یعنی سبوس آن هیچ گرفته نشود زیرا تركیبات ضد كلسترول جو بیشتر در پوسته خارجی یعنی در سبوس جو قرار دارد.
ـ بر اساس نتایج پژوهشهای جدید، جو الیاف غذایی ذوب شونده زیادی دارد و میزان كلسترول بالای خون را بسیار كاهش می دهد. كلسترول بالا میزان خطر بیماری قلبی را افزایش می دهد. پژوهشگران خوردن روزانه جو را توصیه می كنند.
خواص دارویی شاهدانه
شاهدانه ضد جانور و انگل معده ،شاهدانه از گیاهان یك ساله و لیفی است و دو پایه ای است. دارای ریشه عمودی و ساقه بلند و 2 تا 4 متر ارتفاع.
خواص شاهدانه:
در مناطق دور بیشترین كاربرد شاهدانه در چین و هندوچین است. استوارت می نویسد كه در چین تمام قسمتهای مختلف گیاه شاهدانه در طب سنتی و چین به عنوان دارو كاربرد دارد.
از تخم شاهدانه به عنوان تونیك، نیروبخش، مسهل و ملین، نرم كننده، مدر، مسكن، ضد جانور، انگل معده و مخدر استفاده می شود. مصرف زاید یر حد مجاز آن خطرناك است. یعنی از مسكن هایی است كه طبق معمول، اسراف در خوردن آن خطرناك است.
تخم شاهدانه در موارد زكام و ناراحتی های پس از زایمان و قی و استفراغ شدید مصرف می شود و در استعمال خارجی، روی تاول ها و زخم ها و به طور كلی زخم سر و كچلی می اندازند.
ماسون و تئوبالد می گویند كه گیاه شاهدانه ارزش زیادی برای معالجه كزاز دارد. گیاه شاهدانه مسكن واقعی و مؤثری برای درد شكم و معالجه سوء هاضمه با علایم درد و برای سرطان ها و زخم ها اثر شفا بخش دارد به علاوه برای معالجه میگرن و نورالژی و رماتیسم و درد اعصاب مفید است.
از تخم آن پس از اینكه به ترتیب خاصی تهیه و به صورت دارو آماده شد برای پایین افتادگی رحم و كمك به وضع حمل و به عنوان تب بر استفاده می شود.
شاهدانه طبق نظر حكمای طب سنتی، از نظر طبیعت، قسمت های مختلف آن متفاوت است.
ـ تخم آن خیلی گرم و خشك است. پوست آن سرد و خشك است و از نظر خواص معتقدند كه به علت مركب القوی بودن برگ آن در عین حال كه فرح، سرور، نشاط و نیكویی به رنگ رخسار می آورد، مخدر نیز هست و پس از آن سستی می آورد. بعد از آن كه آثار قسمت گرم آن نشاط است زایل شد آثار قسمت سرد آن كه تخدیر و سستی است ظاهر می شود و اشتهای غذا را از بین می برد و نهایتاً موجب غم، تكدر، تاریكی دید چشم، جنون، مالیخولیا، ترس بسیار و استسقا می شود.
عصاره برگ آن برای از بین بردن شپش سر و ریختن چند قطره از عصاره برگ و روغن آن در گوش برای تسكین درد گوش نافع است. خوردن برگ آن رطوبت های معده را خشك می كند و شكم را می بندد وقبض می كند و ترشح ادرار را زیاد می كند. ضماد و برگ آن برای تحلیل ورم های گرم و تسكین دردهای عصبی مفید است. مقدار خوراك آن تا 4 گرم و اسراف در خوردن آن مضر و خطرناك است.
ـ تخم آن آشفتگی حال و به هم خوردن دل را تسكین می دهد و بادها را پراكنده می كند و قابض است. مضار آن این است كه سردرد می آورد، دید چشم را كم می كند و مضر معده است. برای احتراز از این عوارض باید سرخ كرده آن را خورد.
روغن شاهدانه گرم و خشك است و برای درد گوش، اعصاب، تحلیل ورم های سفت و نرم كردن سفتی رحم نافع است. چند قطره در گوش ریخته شود و یا روی سایر اعضا و ورم مالیده شود.
روش تهیه عصاره گیاه شاهدانه:
سرشاخه های گلدار شاهدانه هندی 1 واحد، الكل 60 درصد 6 واحد، آب مقطر 1 واحد گرفته و طبق روش معمول از آن عصاره تهیه می كنند. مقدار خوراك این عصاره 5 سانتی گرم تا 5 دسی گرم بر حسب مورد در رفع حساسیت های شدید و دردهای رماتیسمی مصرف می شود.
شاهدانه
شرح گیاه شاهدانه
شناسنامه شاهدانه Canabinaceae :تیره
Cannabis sativa :نام لاتین
Hemp – Gallow grass :نام انگلیسی
شاهدانه :نام فارسی
قنب - تیل :نام عربی از گیاهان زراعی قدیمی است که احتمالاً موطن اصلی آن آسیای مرکزی می باشد که از آنجا به چین رفته و در این کشور بیش از 4500 سال سابقه کشت دارد. تولید شاهدانه در درجه اول برای استفاده الیاف آن است که برای تهیه طناب، گونی، نخ قند، بادبان کشتی ، پارچه های مخصوص تور ماهیگیری کمر بند نجات، برزنت بکار می رود. همچنین در صنعت کاغذ سازی کاربرد دارد. دانه آن به مقدار زیاد در صنعت روغن کشی و دارو سازی کاربرد دارد. شاهدانه گیاهی 2 پایه ، علفی ، یکساله و به ارتفاع 1 تا 3 متر حتی بیشتر و دارای واریته ها و فرم های مختلف است شاهدانه برگهائی متقابل در طول ساقه دارد ولی هر چه به انتهای ساقه نزدیک می شویم برگهای آن وضع منفرد پیدا می کنند. پهنک برگهای شاهدانه منقسم به 5 تا 7 لوب عمیق دندانه دار و منتهی به دمبرگ دراز است. گلهای آن در حالت طبیعی بر دو نوع نر و ماده ، واقع بر روی دو پایه جدا گانه اند. از مشخصات گلهای نر شاهدانه آن است که به صورت مجتمع و به وضع آویخته بر روی پایه ای که از کنگره برگها خارج می شود و همچنین در قسمت انتهایی ساقه ظاهر می گردند هر یک از این گلها نیز دارای 5 پرچم در درون پوشش گل اند. گلهای ماده عموماً همان وضع گلهای نر را دارند با این تفاوت که بدون دارا بودن دمگل مشخص ، در بغل براکته هایی شبیه به برگ جای می گیرند. میوه این گیاه به صورت فندقه و به رنگ قهوه ای یا تیره و دارای یک دانه بدون آلبومن است.
نیاز اکولوژیکی
آب و هوا
شاهدانه در مقابل سرما حساس بوده و در دوره رشد آن نباید سرما و یخبندان وجود داشته باشد زیرا این دو عامل مخصوص یخبندان گیاه جوان شاهدانه را از بین می برد. مقدار حرارت مورد نیاز شاهدانه در صورتیکه جهت تولید الیاف باشد کمتر از مواردی است که برای تولید بذر کشت می گردد. شاهدانه گیاهی است روز کوتاه و نسبت به نور بسیار حساس می باشد.
خاک
زمینی که در آن شاهدانه کاشته می شود باید از نظر مواد غذایی کاملاًغنی و حاصلخیز و دارای عمق کافی بوده و تهویه در آن بخوبی انجام شود. چون ریشه شاهدانه نسبتاً ضعیف و حساس می باشد باید مواد غذایی و رطوبت کافی در اطراف آن موجود بوده و ضمناً زمین هم باتلاقی نباشد و همچین ذرات خاک کاملاً یکنواخت و PH آن حدود 7 باشد. بهترین PH برای شاهدانه بین 5/6 تا 4/7 است.خاکهای شور و خاکهای سرد و خیلی سنگین و یا خیلی سبک برای کاشت این گیاه مناسب نیستند. خاکهای رسی لمونی و یا لمونی که غنی و حاصلخیز می باشند و خاکهای لمونی که از رسوب رودخانه ها تشکیل شده اند و یا خاکهای رسی شنی برای رشد و نمو این گیاه بسیار مناسب می باشد.
کود
در صورتیکه برای تقویت و اصلاح زمین از کودهای دامی استفاده شود می توان در هر هکتار 20 تا 40 تن همراه با شخم پائیزه به زمین اضافه نمود در طول دوره رشد شاهدانه به فسفر زیادی نیاز دارد و هر گاه در تناوب بعد از یونجه قرار گرفته باشد مقدار کودهای مورد نیاز آن بقرار زیر است ازت 60 تا 100 کیلوگرم در هکتار فسفر 40 تا 60 کیلوگرم در هکتار ، پتاس 75 تا 120 کیلوگرم در هکتار آهک 30 کیلوگرم در هکتار. برای آنکه شاهدانه کود ازته را کاملاً جذب و استفاده کند بهتر است این کود در دو نوبت به زمین داده شود. همچنین از مصرف زیاد ازت برای این گیاه باید خودداری گردد زیرا زیادی ازت کیفیت الیاف را پائین می آورد. در صورتیکه در تناوب شاهدانه بعد از گیاهان وجینی و یا غلات قرار گیرد مقدار کودهای شیمیائی مورد نیاز آن بدین شرح است ازت 150 تا 200 کیلوگرم در هکتار فسفر 100 تا 120 کیلوگرم در هکتار پتاس 100 تا 150 کیلوگرم در هکتار.
تناوب
شاهدانه مانند گیاهان وجینی بهتر است در اول تناوب قرار گیرد زیرا علاوه بربالا رفتن کیفیت و کمیت محصول بعد از شاهدانه زمین کاملاً تمیز است وگیاه بعد که در تناوب قرار می گیرد محصول خوبی تولید خواهد نمود. بهتر است بعد از شاهدانه گندم کاشته شود همچنین می توان دو سال بطور متوالی در یک زمین شاهدانه کاشت. آماده سازی زمین : برای کاشت شاهدانه باید زمین را در پائیز به عمق 25 سانتی متر شخم زد و همراه با شخم کود دامی نیز به زمین اضافه شود. در طول زمستان کلوخ هائی که در اثر شخم پائیزه ایجاد شده اند در اثر ریزش باران و یا سرما و یخبندان خرد و متلاشی شده و پس از خاتمه زمستان و در فصل بهار زمانی که درجه حرارت برای کشت بذر مناسب باشد بایستی عملیات تکمیلی تهیه زمین به موقع شروع گردد. در بهار زمین را باید دیسک کافی زد تا کلوخ های باقیمانده خرد و نرم شوند و در صورتیکه ریشه و بقایای محصول سال قبل و یا علفهای هرز در زمین باقیمانده باشند توسط هرس از زمین خارج شوند هر گاه سطح خاک زیاد بالا آمده باشد. می توان از غلتک استفاده نمود تا با فشار آن خاک به اندازه کافی نشست کرده برای کاشت بذر آماده شود.
کاشت
شاهدانه گیاهی است بهاره برای همین در مناطق مختلف از حدود اوایل تا اواسط بهار در صورت مساعد بودن شرایط جوی و دما بذر پاشی انجام می گیرد. تا با در نظر گرفتن طول دوره رشد نبات ، گل دهی آن بموقع انجام و محصول نیز در شرایط مساعد رسیده و برداشت گردد بهترین زمان کاشت با در نظر گرفتن واریته و شرایط جوی از اوایل تا اواخر اردیبهشت ماه است هنگام تولید جوانه هر گاه درجه حرارت کاهش یافته و یک درجه سانتی گراد برسد جوانه زدن آن متوقف می گردد. مقدار بذر مورد نیاز بستگی به واریته و نمو استفاده از گیاه دارد در صورتیکه منظور از کاشت شاهدانه تولید دانه باشد حدود 50 تا 70 کیلوگرم در هکتار بذر لازم است ولی اگر برای تولید الیاف کشت گردد حدود 80 تا 100 کیلوگرم بذر مورد نیاز است بنابر این برای تولید الیاف باید بذر بیشتری کشت نمود تا به علت متراکم شدن بوته ها ساقه ها منشعب نشده و الیاف بیشتر و با کیفیت بهتری تولید گردد. عمق لازم برای بذر حدود 2 تا 3 سانتی متر است ولی در هر حال این عمق بستگی به جنس زمین دارد. در صورتیکه کشت بوسیله بذرافشان روی خطوط انجام شود فواصل بوته ها در مورد انواعی که برای تولید دانه کاشته می شوند 15 تا 17 و فواصل خطوط 60 سانتی متر و در مورد انواعی که برای تولید الیاف کاشته می شوند فواصل گیاهان در روی خطوط 20 سانتی متر و فواصل خطوط از هم 80 سانتیمتر باید در نظر گرفته شود و بطورکلی بایستی در هر متر مربع تعداد 160 تا 180 گیاه وجود داشته باشد.
داشت
پس از آنکه عملیات کاشت بذر به پایان رسید در صورتیکه شرایط مساعد باشد حدود 6 تا 10 روز بعد از جوانه تولید شده و بسرعت به رشد خود ادامه خواهد داد لیکن در ابتدای دوره زندگی لازم است یک یا دو مرتبه نسبت به وجین علفهای هرز موجود در زمین اقدام شود در مناطقی که بارندگی کافی وجود ندارد به علت آنکه در دوره زندگی هر هکتار زراعت شاهدانه به حدود 4500 متر مکعب آب نیاز دارد و لذا لازم است در این مدت 6 تا 8 بار آبیاری گردد ولی در مناطق با بارندگی مناسب مثل گیلان و مازندران کاشت آن به صورت دیم امکان پذیر است. مهمترین زمان نیاز به آب در مرحله تولید جوانه و گل می باشد که اگر در این دو مرحله آبیاری کافی نشود یا گیاه مدتی در معرض خشکی قرار گیرد لطمه زیادی به آن وارد می شود بنابراین در این مرحله از رشد باید مزرعه را به اندازه کافی آبیاری کرد.
برداشت
زمان برداشت شاهدانه بستگی به آب و هوا و واریته دارد چون پایه های نر حدود سه هفته زودتر از پایه های ماده میرسند به همین نسبت برداشت آنها زودتر انجام می شود بطورکلی هنگامی که پایه های نر ، گل و در پایه های ماده میوه تشکیل شد می توان برداشت را شروع کرد در زارعتهای کوچک پایه های نر و ماده را جدا از هم برداشت کرده و از پایه های ماده دانه را بدست می آورند در مزارع کوچک برداشت با داس یا چاقو انجام می شود در این حالت بوته ها را معمولاً حدود 3 تا 5 سانتی متر بالاتر از سطح زمین قطع و جهت خشک شدن روی زمین پخش می نمایند. در برداشت با دست خطر شکسته شدن ساقه ها کم ، لیکن مدت زمان برداشت طولانی می باشد. در مزارع بزرگ و در زارعتهای مکانیزه برای برداشت از ماشینهای مخصوص استفاده می کنند این ماشینها قادرند ساقه ها را قطع و در دسته بندیهائیکه هر کدام شامل 15 تا 20 ساقه می باشد، آماده می کنند بسته ها 3 تا 4 روز در مزرعه باقی می ماننند تا خشک شوند سپس آنها را به انبار و یا کارخانه جهت جدا کردن دانه و الیاف انتقال میدهند و یا آنها را به وسیله کمباین های مخصوص جدا می کنند ساقه های شاهدانه که روی زمین باقی می مانند. دراثر فعالیت باکتریها و ریزش باران و شبنم بتدریج پوسیده که مدت زمان لازم برای پوسیدن آنها بستگی به آب و هوا دارد و این عمل معمولاً در مدت یک تا سه هفته انجام می شود در مناطق گرم و مرطوب پوسیدن ساقه ها بهتر و زودتر انجام می شود برای آنکه اثر شبنم روی ساقه ها بهتر و یکنواخت باشد و عمل پوسیدن نیز بطور یکسان انجام شود ساقه ها را به قطر کم در سطح مزرعه پراکنده می نمایند. هر گاه عمل پوشانیدن ساقه بیش از اندازه انجام گیرد کیفیت الیاف کاهش می یابد. بطورکلی در صورتیکه شاهدانه برای تولید الیاف کاشته شود بوته های نر و ماده با هم برداشت می گردند لیکن اگر منظور تولید الیاف و دانه باشد ابتدا با دست بوته های نر و پس از سه هفته بوته های ماده برداشت می شوند.
عملکرد
مقدار محصول شاهدانه از هر هکتار تحت تاثیر عوامل مختلف متفاوت حدود 2 تا 5 تن و حداکثر 7 تن ساقه خشک می باشد که تقریباً 500 تا 1500 کیلوگرم الیاف تولید می نمایند.هر گاه منظور تولید دانه باشد از هر هکتار بطور متوسط 300 تا 400 و حداکثر 1000 کیلوگرم دانه برداشت می شود. همچنین از هر هکتار می توان حدود 5 تن خمیر کاغذ تولید نمود.
دامنه انتشار
استانهای گیلان و مازندران کشت می شود. در بندر گز، خراسان ، مغرب ایران، ترمیس در اراک، بلوچستان و جنوب غربی ایران می روید.
منداب
منداب در حقیقت نوعی شلغم است كه بیخ آن بزرگ نمیشود و مانند ریشه درختان بوده و قابل خوردن نیست. اعراب به این گیاه «شلجم الزیت» یعنی شلغم روغنی گویند. در غالب مزارع ایران مخصوصا اطراف تهران رستم آباد رود بار و شمال ایران میروید، زنبور عسل از نیك نوش این گیاه استفاده میكند، و عسل آن خواص شفا بخش بسیار دارد. دانههای منداب دارای سی درصد مواد سفیدهای و سی و پنچ تا 45 درصد روغنی است، روغن آن به مصرف و معالجات دامپزشكی میرسد، و در معالجات انسانی به علت داشتن بوی زننده كمتر به كار برده میشود.
قسمتهای مختلف گیاه به علت داشتن ویتامین «ث» زیاد جهت معالجه رقت خون تجویز میشود دانههای گیاه منداب پیشاب آور و نیرو بخش است، و اثر آن در تقویت قوی شهوانی غیر قابل انكار است، و برای رفع آب آوردن انساج و تقویت معده به كار میرود. دانههای منداب اثر قرمز كنده پوست بدن را دارد و میتوان به جای خردل به كار برد. دمكرده 15 در هزار آن قی آور است. تخم و برگ گیاه در همه احوال از شلغم قویتر بوده، و مقدار خوراك دانههای منداب سه گرم است. روغن دانههای منداب ضد باد شكم و ضد امراض جلدی است، چه بخورند و چه بمالند بذر منداب رنگ رخساره را باز میكند.
اسفرزه
نام های دیگر: اسپرزه، اسبرزه، اسفیدش، اسفیوس، اسپغل، اسپغول، سفیدخوش، شکم پاره، قارنی یارخ، قارنی یاروق، بذر قطور، بذر قطونا، حشیشه، البراغیث، تبکو، برغوشی
فارسی : اسپرزه، اسفرزه عربی: بذر قطونا، حشیشه، البراغیث، اسپغول فرانسه: Psylle انگلیسی: Psylliom نام لاتین: Plantago pslliom، Plantago ovata
مشخصات
دانه گیاهی است از خانواده بارهنگ Plantaginaceae، که گونه های مختلفی دارد. گیاه آن یکساله علفی و کوتاه است و بلندی آن به 40 – 10 سانتی متر می رسد. این گیاه در نواحی گستردهای در شمال ایران در دشت گرگان گیلان بین منجبیل و پاچنار در راه بین قزوین و رشت، در رودبار و بین چالوس و رشت و در لرستان، کردستان، بختیاری، اصفهان، ایلام، پشت کوه، مهران، شوش، در فارس: تخت جمشید و لار، در کرمان: نزدیک بم در مسجدسلیمان و بوشهر نیز دیده می شود. در هند در پنجاب و پیشاور میروید.
ترکیب شیمیایی
دانه های اسفرزه دارای 10 درصد موسیلاژ است که در اثر هیدرولیز تولید دگزیلوزان، آرابینوز، د – گالاکتوز، د – گالاکتورونیک اسید می نماید. همچنین دارای روغن ثابت، پروتئین و املاح معدنی می باشد. دانه های اسپرزه را در آب قرار دهند پوسته خارجی اپیدرم متورم می شود و تولید یک لایه موسیلاژی در اطراف هسته می نماید و از این رو آن را در درمان اسهال خونی (کمی بو داده استفاده میکنند) به کار می برند.
در آمریکا از آن داروهای ملینی چون Metamucil تهیه میگردد که ملین خوبی است دانه بسیار سختی است که تقریبا در غالب مناطق دنیا می روید و در ردیف مفیدترین، موثرترین و بی ضررترین و در عین حال ملایم ترین ملینهای گیاهی است که از قرنها پیش برای لینت مزاج تجویز شده است ولی تحقیقات جدید نشان می دهد که دانه های اسپرزه برای کاهش کلسترول و قند خون نیز موثر است.
شفابخشی با اسفرزه
در حدود 30 درصد پوشش دانه اسپرزه را یک ماده جاذب آب تشکیل میدهد که موسیلاژ نامیده می شود و پس از خیس شدن و جذب آب، لعاب میدهد و هر دانه 10 برابر حجم خودش متورم میشود و به شکل لعابی ژلاتینی درمیآید و این لعاب است که منشاء شفابخشی آن در موارد اسهال و یبوست میباشد. پژوهشهای دانشمندان نشان میدهد که یک قاشق مرباخوری تخم اسفرزه که 3 بار در روز خورده شود و هر بار اقلا دو لیوان آب ولرم با آن نوشیده شود، اثر محسوسی در تخلیه و رفع یبوست دارد.
طبق گزارشی اسفرزه در مورد کاهش درد و رفع خارش بیماریهای کولون و رکتوم و قطع خونریزی بواسیر نیز مفید است. و همچنین در کاهش کلسترول.
در مجله اتحادیه پزشکان آمریکا نقل شده که در مدت 12 هفته 5 درصد کلسترول را کاهش می دهد.
نکات احتیاط آمیز در مصرف اسفرزه
به عنوان ملین و کاهنده کلسترول و احتمالا پیشگیری سرطان، اسفرزه فی نفسه نقشی ندارد بلکه خاصیت ورم کردن و تولید لعاب زیاد آن است که این آثار را ایجاد می کند. پس اگر اسفرزه خورده شود و به قدر کافی آب زیاد خورده نشود، روده ها ورم کرده و چون آب مدفوع کاملا جذب می شود برعکس، انتظار خروج مدفوع متعسر می شود. پس فراموش نشود که با اسفرزه باید آب زیاد خورده شود.
بااینکه یبوست ناراحتی عمومی زنان باردار است ولی معهذا زنان باردار باید از خوردن اسفرزه نظیر سایر ملین ها پرهیز کنند و برای رفع یبوست از سایر خوراکی های غنی از فایبر و الیاف گیاهی مانند سبزیها، دانههای غلات، نان سبوس دار و ... استفاده کنند. و همچنین برای کودکان زیر 2 سال نباید داده شود.
از دیدگاه حکمای طب سنتی ایران
طبیعت آن سرد و تر است، نوع سفید رنگ آن مرغوبتر و در آب ته نشین شود. دانه های لعاب زا و خوردن لعاب آن موجب تسکین حرارت و تشنگی می باشد و برای تبهای گرم، غلیان خون و ناراحتی و خشونت سینه و حلق و زبان و سردرد و زخم روده و رفع یبوست روده ها که منشاء آن علل صفراوی یا عوارض حاصله از خوردن داروهای گرم است بسیار مفید می باشد. در تمام موارد فوق لعاب آن به تنهایی و با مخلوط با روغن بادام شیرین خورده می شود. در استعمال خارجی ضماد لعاب اسفرزه مخلوط با سرکه و روغن گلسرخ برای تسکین درد مفاصل گرم، نقرس و نرم کردن ورمهای بخصوص ورمهای پشت گوش نافع است و ضماد کوبیده آن با گلاب برای تسکین سردرد و یا روغن بنفشه برای تسکین سردردهای گرم و رفع خشکی دماغ و اعصاب نافع است و همچنین برای رشد و نرم کردن مو و جلوگیری از دو تا شدن تارهای مو بسیار مفید است در مورد مو باید مالیدن ضماد چند روز پی در پی تکرار شود.
اگر 12 – 10 گرم تخم اسفرزه در آب گرم خیسانده شود که لعاب آن زود خارج شود و با شکر و با سکنجبین خورده شود برای لینت مراج بسیار مفید است و نوعی ملین است. دم کرده آن برای تسکین درد سینه نافع است.
خواص درمانی دیگر اسفرزه
1. آن را در آب بریزید و بگذارید بماند و دائم به جای آب خوردن از آب آن میل کنید، اگر دائم جرعه جرعه نوشیده شود گرفتگی صدا که از گرمی و حرارت باشد را برطرف می سازد، در موارد کاهش درد و رفع خارش و قطع خونریزی بواسیر نافع است.
2. آن را با عناب در آب بچسبانید و آب آن را صبح ناشتا بخورید و با آب آن بدن را هم بشویید خارش قسمتهای زنانه یا واژینال را برطرف می سازد.
3. آب دم کرده آن را بنوشید، مدر است و برای سوزاک مفید می باشد.
4. 20 گرم در یک لیوان آب جوشانده و 4 روز تکرار شود دافع سنگ کیسه صفرا است.
5. اگر اسفرزه را با تخم شربتی و خاکشیر (هر کدام 100 گرم) ترکیب کرده و هر روز یک قاشق سوپخوری آن را در 2 لیوان آب حل کرده و مصرف کنیم برای رفع خارش تن و تصفیه خون و باز شدن اشتها مفید است.
6. هر روز صبح، ظهر و شب هر بار یک قاشق شربت خوری از آن را در یک فنجان آبجوش بریزید بعد با نبات شیرین نموده بخورید، اسهال خونی را درمان میکند، از خونریزی زیاد و قاعدگی جلوگیری می نماید.
7. آن را بو دهید و هر روز بخورید. اسهالهای طولانی و مزمن را درمان میکند.
8. لعاب آن را دائم در گلو قرقره کنید و هم جرعه جرعه بخورید، گلودرد را درمان می کند و اگر آب آن را در دهان نگه دارید برفک و سوختگی و طاول و زخمهای دهان رادرمان می کند.
9. آن را بکوبید، بعد با سرکه خمیر نموده و هر روز صبح و شب روی محل ضماد بگذارید سالک را درمان می کند.
10. آن را با شیر مادر دختردار خمیر نموده و ضماد اندازید. خنازیر (غدههای سخت که در گردن و زیرگلو پیدا می شود) را درمان میکند.
11. گل ختمی کوبیده را با لعاب آن مخلوط کنید و بر پیشانی بمالید. سردردی که از آفتاب باشد را تسکین میدهد.
تذکر مهم: توجه شود که در استعمال داخلی هیچگونه نباید تخم اسفرزه کوبیده شود، زیرا اگر کوبیده شود و خورده شود خطرناک است و خوردن در حدود 40 گرم تخم اسفرزه کوبیده شده موجب سرد شدن بدن و تخدیر و تنگی نفس و آشفتگی و سرانجام منجر به غش و توقف نبض و پس از مدتی احتمالامنجر به مرگ می شود. لذا در این حالت از داروهای قی آور گرم نظیر آب عسل و نمک و یا سایر داروها استفاده می شود.
به مثل بزر قطونا دل درویشان است تا درست است صفا ورشکنی سم گردد
و در نهایت خلاصهای از خواص اسپرزه به قرار زیر است:
1- نرم کننده شکم
2- ضد زخم روده و معده
3- ضد حرارت و عطش
4- ضد اسهال ساده و خونی
5- ضد خونریزی سینه
6- نشاط آور
7- ضد تب و لرز
گیاه گشنیز
گشنیز (کنز بره)
نحوه استفاده : سبزی آن به صورت خوراکی به مصرف میرسد و تخم آن نیز خواص دارویی دارد
خواص : گشنیز Coriander
نام علمی Coriangrum sativum
گیاه شناسی
گشنیز گیاه بومی جنوب اروپا و مناطق مدیترانه است . در بیشتر نقاط ایران نیز می روید . از زمانهای قدیم وجود داشته و حتی مورد مصرف مصری ها بوده است .
بقراط این گیاه را می شناخته و برای درمان بیماریهای مختلف از آن استفاده می كرده است . در قرون وسطی ضعف جنسی را با گشنیز درمان می كردند .
گشنیز گیاهی است علفی و یكساله ، برنگ سبز كه ارتفاع آن تا 80 سانتیمتر نیز می رسد . برگهای آن به دو شكل ظاهر می شود آنهائی كه در قاعده ساقه وجود دارد بشكل دندانه دار و دیگری در طول ساقه كه باریك و نخی شكل می باشند .
قسمت مورد استفاده گیاه ،ساقه و برگ و میوه آن است . میوه گشنیز گرد و برنگ زرد می باشد . بوی تازه آن مطبوع نبوده و تقریبا بد بو است ولی بر اثر خشك شدن این بو از بین رفته و خوشبو می شود . حتی نام لاتین گشنیز از لغت یونانی Korio مشتق شده كه به معنی بد بو است .
خواص طبی گشنیز
گشنیز و تخم گشنیز از نظر طب قدیم ایران سرد و خشك است
خواص تخم گشنیز از قرار زیر است
1)تخم گشنیز را پودر كرده و با نسبت مساوی با شكر و یا عسل مخلوط كنید برای تقویت بدن بسیار مفید است
2)معده را تقویت می كند
3)خوذن تخم گشنیز با غذا به هضم غذا كمك می كند
4)ادرار آور است
5)قاعده آور است
6)كرم های معده و روده را از بین می برد
7)برای برطرف كردن تب تیفوئید مفید است
8)خاصیت ضد باكتری درد و بیماریهای عفونی روده را برطرف می كند
9)تب های نوبه ای را از بین می برد
10)برای نرم كردن سینه از جوشانده تخم گشنیز استفاده كنید
11)جوشانده تخم گشنیز خواب آور است
12)زكام را برطرف می كند
12)تخم گشنیز شیر را در مادران شیر ده زیاد می كند
13)برای تسكین درد دندان تخم گشنیز بجوید
14)تقویت كننده قلب است
15)جوشانده تخم گشنیز یا خوردن تخم گشنیز بوداده اسهال خونی را برطرف می كند
خواص برگ وساقه گشنیز
1) گشنیز خواب آور است
2)مسكن و آرام كننده است
3)مسمومیت های حاصله از مواد پروتئینی را برطرف می كند
4)با غذا گشنیز بخورید تا از ترش شدن غذا جلوگیری كند
5)تشنگی را برطرف می كند
6)طحال را تمیز و تقویت می كند
7)برای فتق مفید است
8)برای برطرف كردن بوب بد دهان سوپ گشنیز بخورید
9)دل درد را برطرف می كند
طرز استفاده:
برای برطرف كردن دندان درد
حدود 10 گرم تخم شگنیز را در چهار لیتر آب ریخته و بگذاریدبجوشد تا حجم آن به یك لیتر برسد آنرا كمی سرد كنید و در دهان مضمضه كنید تا درد دندان برطرف شود
برای شستن دهان و دندان
یك قاشق چایخوری پودر تخم گشنیز را در یك لیوان آّب جوش ریخته و بمدت 5 دقیقه دم كنید سپس آنرا برای شستن دهان ،دندان و گلو غرغره كنید
ویتامین E، آنتی اکسیدانی مهم
ویتامین E ترکیبی است محلول در چربی که در سال 1936 ازجوانه ی گندم جدا شد و آلفا توکوفرول نامیده شد. این نام مشتق از کلمهی یونانیTOKOS به معنی "تولد کودک" و PHEREIM یعنی به "دنیا آوردن" و OL برای نشان دادن عامل الکلی موجود در ساختمان این ویتامین است. در سالهای بعد دو توکوفرول دیگر، به نام های بتا وگاما توکوفرول از روغنهای گیاهی جدا شدند که فعالیت بیولوژیکی کمتری نسبت به آلفا توکوفرول داشتند و مشخص شد که آلفا توکوفرول مؤثرترین فرم ویتامین E در پیشگیری از علایم کمبود ویتامین E است.
این ویتامین نقش قابل توجهی در سوخت و ساز طبیعی تمام سلولها دارد و در ارتباط با بسیاری از مواد مغذی و عوامل درون زای دیگر عمل می کند. این مجموعه، سیستمی را تشکیل می دهند که بدن را در مقابل اثرات مخرب گونههای فعال اکسیژن محافظت می کند.
ویتامین E نام جامعی برای گروهی از مولکولهایی است که فعالیت بیولوژیکی آلفا توکوفرول را نشان می دهند و شامل مشتقات آلفا، بتا، گاما و سیگما توکوفرول و آلفا، بتا، گاما و سیگما توکوترینول است. توکوترینولها از ترکوفرولها، با داشتن یک زنجیرهی جانبی غیراشباع متمایز هستند.
فرمی که به طور طبیعی بیشتر وجود دارد و دارای فعالیت بیولوژیکی بیشتری نیز هست، "آلفا توکوفرول" می باشد.
آلفا توکوفرول ساختگی شامل 8 استروئوایزومر است که با پیشوند ALL- RAC مشخص می شوند و فعالیت آنها 25درصد کمتر از شکل طبیعی این ویتامین است.
عملکرد زیستی این ویتامین به عنوان مهم ترین آنتی اکسیدان محلول در چربی عمل کرده و از تکثیر و انتشار رادیکالهای آزاد مخرب در غشاهای زیستی جلوگیری می کند.
در کمبود ویتامین E، کمخونی در نتیجه ی اثر تخریبی رادیکالهای آزاد اتفاق می افتد. هم چنین اثر مخرب رادیکال های آزاد منجر به آسیب اعصاب محیطی می شود.
ویتامین E از بین برندهی قدرتمند رادیکال PEROXYL است، به ویژه از اسیدهای چرب چند غیراشباع(PUFA) در داخل فسفولیپید غشاهای زیستی و در لیپوپروتئینهای پلاسما محافظت میکند.
ویتامین E علاوه بر این که یکی از ترکیبات مهم سیستم دفاع آنتی اکسیدانی سلول است، در سایر سیستمهای آنزیمی آنتی اکسیدانی نیز درگیر می شود، مانند سوپراکسید دیسموتاز، گلوتاتیون پراکسیداز، گلوتاتیون ردوکتاز، کاتالاز، تیوردوکسین ردوکتاز و هم چنین در عوامل غیرآنزیمی گلوتاتیون و اسید اوریک.
بسیاری از این سیستم های آنزیمی برای عملکرد خود به مواد مغذی ضروری وابسته هستند، برای مثال فعالیت گلوتاتیون پراکسیداز و تیوردوکسین ردوکتاز به کافی بودن سلنیوم؛ فعالیت سوپراکسید دیسموتاز به کفایت مس،روی، منگنز؛ و فعالیت گلوتاتیون ردوکتاز به کافی بودن رییوفلاوین(ویتامین B2) بستگی دارد. در نتیجه عملکرد آنتی اکسیدانی ویتامینE می تواند تحت تأثیر وضعیت تغذیهای یک یا چند مادهی مغذی دیگر قرارگیرد.
در چند بیماری که مربوط به کمبود ویتامین در حیوانات است، دیده شده که ویتامین E می تواند با سلنیوم جایگزین شود، که این پدیده صرفهجویی تغذیهای گفته می شود.
براساس عملکرد آنتی اکسیدانی ویتامین E و ارتباط آن با سایر مواد مغذی، گفته شده که ویتامین E می تواند بدن را در مقابل وضعیتهای مرتبط با استرسهای اکسیداتیو مثل سالمندی ، آلودگی هوا، آرتریت ،سرطان ،بیماریهای قلبی عروقی، آب مروارید،دیابت، و عفونت محافظت کند.
منابع غذایی
ویتامین E فقط به وسیله ی گیاهان تولید می شود؛ بنابراین در وهله ی اول ویتامین E در محصولات گیاهی یافت می شود و غنی ترین منبع غذایی آن،روغنهای گیاهی خوراکی می باشند. این روغنها حاوی همه ی همولوگهای آلفا،بتا، گاما و سیگماتوکوفرول در مقادیر مختلف هستند: فرم طبیعی ویتامین E بیشتر در روغن جوانه ی گندم، روغن گلرنگ و روغن آفتابگردان وجود دارد. روغن ذرت و روغن سویا حاوی مقادیر بیش تر گاما توکوفرول به اضافه ی مقداری توکوترینول است. روغن دانه ی کتان و روغن پالم حاوی آلفا و سیگما توکوفرول به مقدار مساوی است. علاوه بر این، روغن پالم حاوی مقادیر زیاد آلفا و سیگما توکوترینول می باشد.
دانههای فرآوری نشدهی غلات وآجیلها منابع خوب ویتامینE هستند. میوهها و سبزی ها حاوی مقادیر کمتر بوده و برخی از آنها مثل هلو و مارچوبه منابع نسبی هستند. گوشتها و به خصوص چربی حیوانی دارای ویتامین E بوده که در این بین، غنی ترین آنها، بافتهای چربی و بافتهای حیوانی است که از مقادیر زیادی ویتامین E در دوران حیات خود استفاده کردهاند. از آن جایی که ویتامین E در آب نامحلول است، در حین طبخ در آب از بین نمی رود؛ اما در طی سرخ کردن در حرارت زیاد تخریب می شود.